محمد بن حسين البيهقي

1067

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ركابدار : قاصد ( 18 ) - علامت : علم و رايت و درفش ( كه از سپاه مسعود به غنيمت گرفته‌اند ) ( 19 ) - با : حرف اضافه بمعنى به - معنى جمله : پيش از آن كه به چاكران برسم ( 20 ) - پيش بردم : بحضور سلطان بردم ( 21 ) - او : مرجع ضمير سلطان است ( 22 ) - برملا : بر سر انجمن و آشكارا ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 4 ) ( 23 ) - معنى دو جمله : همه نشسته بودند و بو الفتح ليث و من ( بيهقى ) ايستاده بوديم ، دو جملهء حاليه بحذف فعل معين « بودند » و فعل ربطى « بود » - چنان كه مىدانيم در حضور امير برخى اجازهء نشستن داشتند ( 24 ) - ختم : بفتح اول و سكون دوم پايان - بر ختم يعنى به پايان ( 25 ) - استحسان : نيكو شمردن و ستودن ، مصدر باب استفعال از مجرد حسن ( 26 ) - متابعة . . . : به پيروى از گفتار پادشاه . ص 961 ( 1 ) - معنى مفهوم : معنى مقصود و دريافت‌شده ( 2 ) - ناچاره : ناگزير ( 3 ) - معنى چند جمله : هر انتقادى كه خوانندگان كنند جايز مىشمارم ، من با پيشه خود كه تاريخ‌نويسى است سرو كار دارم و پيش از اين هم براى آگاهى آنان از نقش تاريخ‌نگار سخن به ميان آورده‌ام ( 4 ) - ياد كرد رونوشت نامه به ارسلان خان ، بنام خداوند بخشندهء بخشاينده ، خداوند زندگانى خان بزرگ صديق ( دوست ) را دراز گرداناد ، اين نامه از من است بوى در رباط كروان بر هفت منزلى غزنين ، خداوند ، ياد وى گرامى باد ، در همه حال ستوده است و درود بر پيامبر مصطفى ( برگزيده ) محمد و خاندان پاك وى ( 5 ) - برش : برندگى ، اسم مصدر ( 6 ) - معنى جمله : بدين سبب است ( 7 ) - معنى جمله : يادآور اين بيت از ساقىنامه حافظ است : فريب جهان قصه‌اى روشنست * سحر تا چه زايد شب آبستن است ( 8 ) - قبضهء تسليم : در تصرف و دست تسليم - تسليم بمعنى گردن دادن به حكم قضا ( 9 ) - حول : بفتح اول و سكون دوم توانائى ( 10 ) - عدت : بضم اول سازوبرگ ( 11 ) - توكل : كار خود به خدا واگذاشتن ، مصدر باب تفعل ( 12 ) - بطر : بفتح اول و دوم ناسپاسى و گردن‌كشى از حق ( 13 ) - به هيچ خاطرى ناگذشته : به هيچ دلى خطور ناكرده ، صفت چيز و همچنين است « اوهام بدان نارسيده » ( 14 ) - اوهام : بفتح اول و سكون دوم گمانها جمع وهم ( 15 ) - عاجز مانده آيد : سخت ناتوان شود ؛ در برخى صفتها گاه « شده و مانده » براى تأكيد افزوده مىشد ، ناصر خسرو فرمايد : فريفته شده مىگشت در جهان آرى * چنو فريفته بود اين جهان فراوان را ( 16 ) - خواهيم : مسئلت داريم ( 17 ) - فى السراء . . . : شادى و بدحالى و سختى و آسانى ( 18 ) - انه . . . همانا يزدان پاك بهترين توفيق بخش و ياريگرست ( 19 ) - كام و ناكام : مراد و نامرادى ( 20 ) - مساهمت : هم نصيب و هم بهره شدن با كسى ، مصدر باب مفاعله